السيد الطباطبائي
66
شيعه در اسلام ( طبع جديد ) ( فارسى )
كسانى مىدانند كه كم خرد و از كمال معنوى بىبهره بودهاند ، با اين وصف گاهى برخى از مقررات از مقام امامت شان صادر مىشود . 4 . نزاريه ، مستعليه ، دروزيه و مقنعه عبيدالله مهدى كه سال 296 هجرى قمرى در افريقا طلوع كرد به طريق اسماعيليه به امامت خود دعوت كرد و سلطنت فاطمى را تأسيس نمود پس از وى اعقابش مصر را دارالخلافه قرار داده تا هفت پشت بدون انشعاب سلطنت و امامت اسماعيليه را داشتند پس از هفتمين كه مستنصر بالله سعدبن على بود دو فرزند وى نزار و مستعلى سر خلافت و امامت منازعه كردند و پس از كشمكش بسيار و جنگهاى خونين مستعلى غالب شد و برادر خود نزار را دستگير نموده زندانى ساخت تا مرد . در اثر اين كشمكش پيروان فاطميين دو دسته شدند : « نزاريه و مستعليه » . نزاريه : گروندگان حسن صباح مىباشند كه از مقربان مستنصر بود و پس از مستنصر ، براى طرفدارى كه از نزار مىنمود ، به حكم مستعلى از مصر اخراج شد وى به ايران آمده پس از چندى از قلعه الموت از توابع قزوين سردرآورد . قلعه الموت و چند قلعه ديگر مجاور را تسخير كرد و به سلطنت پرداخت در آغاز كار به نزار دعوت كرد . پس از مرگ حسن ( سال 518 ه . ق ) « بزرگ اميد رودبارى » و پس از وى فرزندش « كيا محمد » به شيوه و آيين حسن صباح سلطنت كردند و پس وى فرزندش « حسن على ذكره السلام » پادشاه چهارم الموتى روش حسن صباح را كه نزارى بود برگردانيده به باطنيه پيوست . تا هلاكوخان مغول به ايران حمله كرد ، وى قلاع اسماعيليه را فتح نمود و همه اسماعيليان را از دم شمشير گذرانيد بناى قلعهها را نيز با خاك يكسان ساخت . پس از آن در سال 1255 هجرى آقاخان محلاتى كه از نزاريه بود در ايران به محمد شاه قاجار ياغى شد و در قيامى كه در ناحيه كرمان نمود شكست خورده به بمبئى فرار كرد و